مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
بـر آسـتـان رضــا روی الـتــجــا دارم نـظـر گـشـا و بـبـیـن الـتـجـا کجا دارم بـر ایـن مـقـامِ خـدا داده افـتـخـار کـنـم کـه در حــریـم رضـا رتـبــۀ گـدا دارم غبار درگه "شمسُ الشموس" عینِ شفاست بـرای چـارۀ هر درد، از این دوا دارم ز صاحـبان کـرم نیست چـشم اکـرامـم امـید مَکـرمَت از حـضرت رضا دارم مرا چه بیمِ ضلالت ز کوره راه جهان؟ کـه از ولایـت او نــورِ رهــنــمـا دارم قسم به تربت پاکش که کعبۀ دلهاست! غــلام اویـم و در خـدمـتـش وفــا دارم ز معصیت نگران و به مِهر او خرسند چه حالتیست که در خوف و در رجا دارم؟ به مِـهـر آل عـلی پـروریده جان و تـنم مِسَم ولی خوشم از این که کـیمـیا دارم ز توس دل نتـوانم گـرفت و رفت ولی به سـر هـوای دلانـگـیـزِ کـربـلا دارم ز دل نـمیرودم یـاد نـیـنـوای حـسـیـن که روز و شب ز فراقش چو نی نوا دارم اگر نَـمـُردم و رفـتم به آسـتـانبـوسـش از این زمـانه به او بـاز شِکـوهها دارم به رستخیز، "موید"! چو از لحد خیزم به دستْ نامه و بر لب رضا رضا دارم |